بالاخره کار بعدی هم به پایان رسید
مادرجون
خواننده : ماندگار
ترانه سرا : هانیه سیدمردانی
موسسه غزل هنر
جمعه شبا دورهمی که داشتیم
سر روی زانوهات که میگذاشتیم
قصه های قدیمی که می گفتی
موی نوه کوچیکه تو میبافتی
سفره ی نذریت بوی عاشقی داشت
دستای تو خوبی تو قلبا می کاشت
عطر غذات میرفت تا 7 تا کوچه
دلتنگتن غیر من ،اهل کوچه
کاش باز میشد صدات کنیم (مادرجون )
بازم بگی : جونِ دلِ مادرجون
کاش باز میشد بیایم به دیدنت کاش
مادربزرگ ، رفته خدا به همراش
صدای ذکر تو میاد از خونه
که قبل خواب میخوندی عاشقونه
کاش میرسید صدای ما به گوشت
واااای که چه زحمتامون بود رو دوشت
یادش بخیر لحظه ی تحویل سال
گرفتن از تو دَشِ اول سال
یادش بخیر خونه ی تو صفا داشت
اونوقتا زندگی خیلی بها داشت
همراه تو رفتن به سیزده بدر
خوبه که عکس گرفت ازون روز پدر
یادش بخیر هوای ما رو داشتی
مِهرِتو تو قلب همه میکاشتی
لک زده دل واسه نوازش تو
دعوا واسه خواب روی بالش تو
لک زده دل واسه صدات مادرجون
بازم یه بار نگات کنیم ، مادرجون
قاب کردیم عکست رو .کنار آینه س
تموم خونه ت هم پر از نشانه س
یاد تو زنده س بین ما ، مادرجون
میخونیم از تو واسه تو ،مادرجون
(هانیه سیدمردانی)
( گاهی دلم برای خودم تنگ می شود )
این جمله عجیب حال مرا خوب می کند
آن زمان که بی نهایتِ جنون
خلوت عاشقانه ام را
به جهنم دوراهی تبدیل می کند ...
(هانیه سیدمردانی )
اینم برای شمایی که دوست دارین عکس نوشته شعرام رو داشته باشین
منم شما رو دوست دارم خیلی خیلی زیاد